تهران، شهرک غرب، خیابان فرحزادی، خیابان حافظی، پلاک ۱۱و۹، واحد اول غربی

زهرا امام / بیماری های روانی / چگونه فکرمان را مدیریت کنیم؟
۸ دقیقه
چگونه فکرمان را مدیریت کنیم؟

چگونه فکرمان را مدیریت کنیم؟

آنچه می خوانید...

هدایت فکر مسئله ای بسیار مهم است، که خیلی افراد بدان توجه ای ندارند. اینکه بتوانید فکرتان را مدیریت کرده تا از انجام وظایف روزمره خود باز نمانید، یک نکته بسیار حائز اهمیت است. همه افراد تمایل دارند آنچه را که می اندیشند، باور کنند و تصور کنید که افکارشان همان واقعیت است. حال آنکه افکار ما، صرفا تفسیر های ما از واقعیت هستند و نگاه ما به دنیاست، که با خود دنیا می تواند بسیار متفاوت باشد. متاسفانه اغلب افکار های کنترل نشده از نوع منفی هستند، اما سوال اینجاست که چگونه افکا منفی خود را کنترل کنیم؟ چگونه مدیریت افکار خود را در دست بگیریم؟ به منظور آشنایی بیشتر با کنترل و مدیریت افکار تا انتهای این مقاله همراه ما باشید.

تاثیر افکار بر عملکرد انسان ها

به طور کلی، نحوه فکر کردن افراد باعث تمام رفتارها و عملکردهای آن ها می شود. در واقع هر طور فکر کنیم حس ما همان می شود و این حس ماست که تبدیل به رفتار و عملمان خواهد شد. جایی که فکر منفی است حس و رفتار نیز منفی خواهد بود. بدون شک نمی توان با فکر منفی احساس و رفتار مثبت و مناسب داشت. افسردگی، اضطراب، بی اعتمادی به خود و دیگران، نگرانی و عجز و نا امیدی همگی هیجانات و احساسات منفی اند، که در پس آن ها افکار منفی دیده می شوند .

افکار منفی چیست؟

یکی از سوالات متداولی که مطرح می شود این است که چطور می توان افکار منفی را شناخت؟ به طور کلی، افکاری که یکباره به ذهن ما هجوم می آورند و برای مدتی طولانی ما را به خود مشغول می کنند و نتیجه ای جز ناراحتی، کسالت و افسردگی ندارند، تماما افکارمنفی و غیر منطقی اند. شما می توانید با این مشخصه ها، افکار منفی را از نوع سالم آن تشخیص دهید.

صرف نظر از جایگاه اجتماعی، سن، میزان هوش و آگاهی، افراد هنگامی که درباره خویش، شرایط و آینده شان می اندیشند، تمامی افرادی که مستعد افسردگی اند به خطاهای مشابهی دچارند . در زیر چند نمونه از ویروس های تفکر را بر می شماریم . تا هر زمان که این ویروس ها وجود دارند، از داشتن تفکر سالم محرومیم.

گفتن بایدها

باید می توانستم سر وقت آن را انجام دهم . باید امروز به کار هایم برسم و… این چنین گفته هایی اگر چه سبب سرعت عمل در کارتان می شود، اگر چه انگیزه انجام عمل را در شما بالا می برد و شاید در ظاهر هم سبب نیل به خواسته هایتان شود اما چون باید، ساختن چارچوب های مصنوعی است، انرژی زیادی را از شما می گیرد .

فاجعه انگاری

خیلی بد شد، اشتباه وحشتناکی مرتکب شدم، هیچ وقت امکان جبران این اشتباه نیست، تمام ابروم رفت و… این ها جملاتی اند که گاهی می گوییم . اشتباهات بیش از حد بزرگ شده، شخصی کردن مسائل و ندیدن نکات مثبت از خصوصیات این جملات است . نتیجه ای که این کلمات می دهد جز افسردگی ، تشویش و نگرانی چیز دیگری نیست . شرط سلامت روانی این است که به خودمان حق اشتباه بدهیم. خطا نکنیم !

تفکر همه یا هیچ

در این شیوه تفکر، فرد تمایل دارد خود، دیگران و نیز شرایط موجود را به نحوه افراطی ارزیابی کند . مثلا اینکه در هر کاری باید موفق باشم، همیشه باید خوب رفتار کنم، یعنی جملاتی که همه، هیچوقت، هر و همیشه در آن است .
تا زمانی که این کلمات ویروسی را در جملاتمان به کار می بریم هیجانات ناخوشایندی را برای خود فراهم آورده ایم، چرا که مغز ما با کلمات کار می کند وقتی از کلمات افراطی استفاده می کنیم که غیر واقعی اند، به ندرت اتفاق می افتد که در واقع نیز چنین شود..
چنین تفکری فرد را در معرض کمال گرایی منفی قرار می دهد که به دنبال انتظارات و خواسته های غیر واقعی، نارضایتی همیشگی از خود را هم به دنبال دارد.

نادیده گرفتن نکات مثبت

نوجوانی که پس از پایان دوران نقاهت بر سرفعالیت های سابقش بر می گردد و دوستانش جویای حالش می شوند و سعی در کمک رسانی به او می کنند با خود می گوید: آن ها فکر می کنند چون مریض بودم، دیگر از عهده کارهایم بر نمی آیم. این طرز تفکر از عدم رضایت عمیق فرد از خودش است . نارضایتی درونی سبب شکل گرفتن چنین قضاوتی می شود که این خود باعث نارضایتی بشتر خواهد شد . این چرخه معیوب تا جایی ادامه می یابد که فرد خود را در اسارت افسردگی می بیند.
این هاهمگی خطاهای منطقی رایج اند که باعث ناتوان شدن والدین از تربیت فرزندان شان می شود.

در مورد نوجوانان بسته به رفتارشان قضاوت کنیم!

برخی از والدین به اشتباه رفتار و خود نوجوان را یکی می دانند . ما از رفتارمان جدا هستیم . هر گاه خواستیم نوجوان و کودکی را مورد توبیخ قرار دهیم در نظر داشته باشیم، خود او خوب است، همیشه خوب است و این رفتار اوست که مورد توبیخ قرار می گیرد نه خود او. زمانی که بدانیم موجودی خوب و سالم هستیم و تنها چند مورد از رفتارمان مورد تایید والدین نیست، بهترعمل می کنیم یا زمانی که خودمان را بد بدانیم.

اگر افکارمان را کنترل نکنیم چه اتفاقی می افتد؟

وقتی افکارمان را کنترل نکنیم، این افکار بر ما و زندگی ما تسلط یافته و ما را از زندگی عادی دور کرده و به نشخوارهای ذهنی تبدیل می شوند. بهتر است بدانید که نشخوار فکری و نگرانی با اضطراب و افسردگی مرتبط است. مطالعات انجام شده نشان می دهد که تفکر منفی تکراری در هسته مشترک بین اضطراب و افسردگی قرار دارد. بنابراین، اگر افکار خود را کنترل نکنیم، در خطر غرق شدن در اضطراب و افسردگی قرار خواهیم گرفت.

چگونه فکرمان را مدیریت کنیم؟

افکار مزاحم، افکار منفی و نشخوارهای فکری گاهی اوقات همه افراد را تحت تأثیر قرار می دهد. خبر خوب این است که می‌توانیم یاد بگیریم که مغزمان را تربیت کنیم. می توانیم به او یاد بدهیم که به جای جستجوی افکار منفی، به سراغ افکار مثبت بیشتری برود. در ادامه به ۵ روش برای کنترل افکار اشاره خواهیم کرد.

توقف فکر و تغییر جهت

تشخیص دهید که چه زمانی فکر منفی دارید و آن را متوقف کنید. توجه کنید و دیگر برای پیگیری فکر وقت ندهید. برای جلوگیری از آن، می توانید به طور هدفمند به چیز دیگری فکر کنید تا حواس شما را پرت کند. یا می توانید فکر را به سمت فکر یا عملی مثبت هدایت کنید. ثابت شده است که توقف فکر یک ابزار مکانیزم مقابله ای خوب است. همچنین عمل به خودآگاهی شما کمک می کند. زمانی که خودآگاه باشید، می‌توانید افکار بد را قبل از تبدیل شدن به کلمات تغییر دهید.

مدیتیشن و مراقبه

یاد بگیرید که یک جا بنشینید و بر روی کارکردن ذهن تمرکز کنید. مدیتیشن ابزاری است که می توانید از آن برای آرامش و تعادل ذهن استفاده کنید.آرام بنشینید و در حالی که روی تنفس خود تمرکز کرده اید، جمله یا ذکری (مانترا) را که به شما آرامش می دهد، بیان کنید. با این کار انرژی مثبت را دعوت کرده و انرژی منفی را بیرون کنید. در این حالت اکسید نیتریک در بدن آزاد شده و در نتیجه به آرامش عضلات و جریان خون کمک می شود.

داشتن برنامه ریزی

با برنامه ریزی و آماده سازی دامنه تصمیمات غیر ضروری یا مکرر را از بین ببرید. این ممکن است یک هفته قبل یا یک روز قبل باشد. هنگامی که برای روزها و هفته‌های خود برنامه‌ریزی می‌کنیم، تمام افکار مزاحم نگرانی در مورد اینکه چه چیزی بخوریم یا بپوشیم را حذف می‌کنیم. اگر یادداشت های روزانه خود را برنامه ریزی و آماده و به روز کنیم، می توانیم به سادگی به افکار مزاحم خود با این جمله پاسخ دهیم که “همه چیز تحت کنترل است، اکنون ساکت است.

تکنیک های آرامش بخش

تکنیک های تمدد اعصاب در قالب های مختلفی ارائه می شوند. چند تمرین ساده تنفسی را امتحان کنید. اگر احساس می‌کنید که به‌ویژه در افکار غرق شده‌اید، چند دقیقه برای نفس کشیدن وقت بگذارید. هنگامی که سرعت تنفس خود را کاهش می‌دهید و روی تنفس عمیق تمرکز می‌کنید، سیستم عصبی پاراسمپاتیک خود را درگیر کرده که به آرامش کمک می‌کند.

خواندن کتاب

یکی از بهترین روش های کنترل افکار منفی مطالعه است که افراد را از نشخوارهای ذهنی دور می کند. اگر در حالی که سعی می کنید بخوابید با افکار مزاحم دست و پنجه نرم می کنید، مطالعه کنید. به دنیایی متفاوت فرار کنید و ذهن خود را از شر افکارتان خلاص کنید. خواندن کتاب مغز ما را به معنای واقعی کلمه تغییر می دهد! علاوه بر این، خواندن کتاب به جلوگیری از زوال شناختی مرتبط با سن، کاهش استرس، خواب با کیفیت و کاهش علائم افسردگی کمک می کند.

کلام آخر

در پایان لازم است بدانید که همه افکار بد نیستند. اما افکار تکراری، منفی و مزاحم می توانند فلج کننده باشند. افکار ما حق کنترل رفاه ما را ندارند. هنگامی که مالکیت افکار خود را به دست می گیریم، رفاه خود را بهبود می بخشیم و از مارپیچ ذهنی منفی فرار می کنیم. در صورتی که از کنترل افکار منفی و نشخوارهای ذهنی خود عاجز شدید، بهتر است یک روان درمانگر خوب یا بهترین روانشناس کمک گرفته تا از ایجاد افسردگی جلوگیری کنید.

زهرا امام (روانشناس)

مشاوره ازدواج ,خانواده ومشکلات زناشویی
درمان اختلالات روانشناختی (وسواس ,افسردگی و…)
- آموزش خانواده(ارتباط موثرزوجین شیوه های فرزندپروری ومهارت های زندگی)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *